تبليغاتX
..:::عشق سایبر:::..

 

****

مسابقات جهانی کلیک کردن

همین الان کلیک کنید

****

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم فروردین 1387ساعت 0:25  توسط وحید | 
 

قرآن ! من شرمنده توام اگر از تو آواز مرگی ساخته ام كه هر وقت در كوچه مان آوازت بلند میشود همه از هم میپرسند " چه كس مرده است؟ " چه غفلت بزرگی كه می پنداریم خدا ترا برای مردگان ما نازل كرده است .

قرآن ! من شرمنده توام اگر ترا از یك نسخه عملی به یك افسانه موزه نشین مبدل كرده ام . یكی ذوق میكند كه ترا بر روی برنج نوشته،‌یكی ذوق میكند كه ترا فرش كرده ،‌یكی ذوق میكند كه ترابا طلا نوشته ،‌یكی به خود میبالد كه ترا در كوچك ترین قطع ممكن منتشر كرده و ... ! آیا واقعا خدا ترا فرستاده تا موزه سازی كنیم ؟


قرآن ! من شرمنده توام اگر حتی آنان كه ترا می خوانند و ترا می شنوند ،‌آنچنان به پایت می نشینند كه خلایق به پای موسیقی های روزمره می نشینند . اگر چند آیه از ترا به یك نفس بخوانند مستمعین فریاد میزنند " احسنت ...! " گویی مسابقه نفس است .

قرآن !‌ من شرمنده توام اگر به یك فستیوال مبدل شده ای حفظ كردن تو با شماره صفحه ،‌خواندن تو آز آخر به اول ،‌یك معرفت است یا یك ركورد گیری؟ای كاش آنان كه ترا حفظ كرده اند ،‌حفظ كنی ، تا این چنین ترا اسباب مسابقات هوش نكنند .

خوشا به حال هر كسی كه دلش رحلی است برای تو . آنانكه وقتی ترا می خوانند چنان حظ می كنند ،‌گویی كه قرآن همین الان به ایشان نازل شده است. آنچه ما باقرآن كرده ایم تنها بخشی از اسلام است كه به صلیب جهالت كشیدیم.

+ نوشته شده در  شنبه سوم فروردین 1387ساعت 6:18  توسط وحید | 

خدايا به من زيستنی عطا کن که در لحظه مرگ بر بی ثمری لحظه ای

که برای زيستن گذشته حسرت نخورم

و مردنی عطا کن که بر بيهودگيش سوگوار نباشم

بگذار تا آن را من خود انتخاب کنم اما آنچنان که تو دوست ميداری.

خدايا چگونه زيستن را تو به من بياموز

چگونه مردن را خود خواهم آموخت. 

سال شاد و سرشار از موفقیتی را برای تمام دوستانم آرزو دارم

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم فروردین 1387ساعت 15:9  توسط وحید | 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم مرداد 1386ساعت 0:47  توسط وحید | 

نه زندگی ات را بخاطر آخرت از دست بده و نه آخرتت را برای بهره مندی از زندگی فراموش کن

نه به راست منحرف شو و نه به چپ، بلکه با حفظ تعادل،صراط مستقیم را در پیش بگیر.کسی که قدم در این مسیر بگذارد، بی گمان هرگز گمراه نخواهد شد.
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم مرداد 1386ساعت 7:59  توسط وحید | 

حتی در بلندترین شب سال هم خورشید را ملاقات خواهدکرد!

واین یعنی بوسه گرم خداوند بر صورت زندگی، وقتی همه چیز یخ میزند!

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم مرداد 1386ساعت 7:58  توسط وحید | 

سخت‌ترين چيز در زندگي، از دست دادن چيزي است كه فكر مي‌كرديد واقعي است

+ نوشته شده در  شنبه بیستم مرداد 1386ساعت 9:45  توسط وحید | 
می خوام مطلب متفاوتی نسبت به گذشته بزارم که از وبلاگ یکی از دوستانه با عنوان(چای بخور غصه نخور) هستش و نیاز به کمی تعمق داره. خوندنش خالی از لطف نیست:

گاهی فاصله بین مرگ و زندگی فقط چند ثانیه است.. اگر چشمای خواب آلود راننده اتوبوس برای دو ثانیه بسته نمی شد اونهمه آدم حالا زنده بودن...
گاهی فاصله بین آبرو ریزی و نگهداشتن آبرو فقط چند ثانیه است.. اگر پدرت که داره از پیچ کوچه قبلی می پیچه... دو ثانیه زودتر رسیده بود سر پیچ.. تو رو میدید که داری با دوست پسرت خداحافظی می کنی..
گاهی فاصله بین شکستن یک دل با به دست آوردنش فقط چند ثانیه است.. اگر تو بتونی انتخاب کنی که مادر پیرت رو همراه خانواده ات به سفر ببری یا نه...
گاهی فاصله بین دو به هم زنی و برقراری صلح فقط چند ثانیه است.. اگر تو بتونی زبونت رو نگهداری و اون حرف رو نزنی..

گاهی فاصله بین سلامتی و معلولیت فقط چند ثانیه است...
گاهی فاصله بین عشق و نفرت فقط چند ثانیه است..
گاهی فاصله بین تاریکی و روشنایی فقط چند ثانیه است..
گاهی فاصله بین برد و باخت فقط چند ثانیه است..
..
..
..
چند تا از این فاصله ها می شناسید که با چند ثانیه از این رو به اون رو می شن...  چند بار تا حالا خدا رو شکر کردین که چند ثانیه قبل فلان کار رو انجام ندادین؟؟ چند بار تا حالا برگشتید به دوثانیه قبلتون و فکر کردید که اگر دو ثانیه قبل فلان اتفاق می افتاد چقدر زندگیتون از این رو به اون رو می شد...

گاهی حتی چند ثانیه می تونه سرنوشت یکی رو رقم بزنه.. می تونه آینده رو برای یک نفر بسازه و می تونه همه آمال و آرزوهای آینده اش رو نقش بر باد کنه...
کاش بتونیم ثانیه هامون رو درک کنیم و از ثانیه ثانیه زندگیمون درس بگیریم..
کاش بتونیم برای ثانیه های بعدی زندگیمون به دقت برنامه ریزی کنیم..
کاش بتونیم از همین چند ثانیه ای که کنار دوستمون یا عزیزمون هستیم لذت ببریم...

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم مرداد 1386ساعت 0:23  توسط وحید | 
من گرفتار سنگيني سکوتي هستم....... که بلندتر از هزاران بار فرياد است

"ساحل"

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم مرداد 1386ساعت 23:59  توسط وحید | 
امروز چندتا نفس کشیدی 10تا ... 100تا ... 1000تا ... به اندازه همه نفس هايي که تا امروز کشيدی واسم عزيزی
+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم مرداد 1386ساعت 23:31  توسط حمید | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
کسي معني دل تنگي را درک مي کند که طعم وابستگي را چشيده باشد پس هيچوقت به کسي وابسته نشو که سر انجام آن وابستگي دلتنگيست

نوشته های پیشین
فروردین 1387
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
نویسندگان
وحید
حمید
محمد
پیوندها
Cybersoft Download Center
نسیم
گنج ادب
جزیره(لینکهای جالب)
شب گرد
پسرهای عشق
دریا...
عشق من
آموزش پیشرفته سلاح سرد
س ک س و ل و ژ ی
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان





Powered by WebGozar